محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2575

تاريخ الطبرى ( فارسي )

عمرو بن عاص گفت : « مگر ندانى كه معاويه و مردم شام به هنگام وعده اى كه با آنها نهاده بوديم آمده‌اند ؟ » گفت : « چرا ؟ » گفت : « اين را بنويس . » و ابو موسى اين را نوشت . عمرو گفت : « اى ابو موسى اگر مىتوانى يكى را نام ببرى كه كار اين امت را عهده كند نام ببر كه اگر پيروى تو ميسر باشد پيروى تو مىكنم و گر نه تو از من پيروى مىكنى . » ابو موسى گفت : « عبد الله بن عمر را نام مىبرم » گويد : « عبد الله بن عمر از جمله كناره گرفتگان بود . » عمرو گفت : « من معاويه بن ابى سفيان را نام مىبرم . » گويد : همچنان كه در مجلس خويش بودند كار را به سر بردند ، آنگاه ميان كسان آمدند . ابو موسى گفت : « من مثال عمرو را چون كسانى يافتم كه خداى عز و جل گويد : « * ( وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناه آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها 7 : 175 ) * » [ 1 ] يعنى : حكايت كسى را كه آيه هاى خويش را به دو ( تعليم ) داديم و از آن بدر شد براى آنها بخوان و چون ابو موسى ساكت شد عمرو سخن كرد و گفت : « اى مردم من مثال ابو موسى را مانند كسى يافتم كه خدا عز و جل گويد : « * ( مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً 62 : 5 ) * » [ 2 ] يعنى : حكايت آن كسان كه به تورات مكلف شدند اما تحمل آن نكردند چون

--> [ 1 ] سورهء اعراف 7 آيه 174 [ 2 ] سورهء جمعه 62 آيه 5